|
شناخت خدا، پرداختن به ايمان
مسأله شناخت خداوند متعال در قرآن كريم با ارائه كامل
رفتارهايىايمانىآميخته است كه براى انسان شايسته است بدان بپردازد و
ادايش كند. بايد در نظرداشت كه اعتقاد اسلامى به شناخت نظرى اهميت چندانى
نمىدهد و اسلامراستين از كسى كه به صرف علم و ادّعاى بدور از رفتار
مناسب و بجابسنده مىكندبا گزندهترين و سختترين شكل انتقاد مىكند، تا
جايى كه در اين آيه مباركهمىخوانيم: )يَا
أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لاَ تَفْعَلُونَ * كَبُرَ
مَقْتاً عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لاَ تَفْعَلُونَ(382)). "اى كسانى كه ايمان آوردهايد، چرا سخنان مىگويى كه به كارشان نمىبنديد؟خداوند سخت به خشم مىآيد كه چيزى بگويى و به جاى نياوريد." خداوند
عزّوجلّ در قرآن كريم مستقيماً تشويق مىفرمايد كه مؤمنان سخنانايمانى
خود را با كارهاى شايسته در هم آميزند و تا ديدگاه دينى مصداق حقيقىخود
را بيابد و شخص مؤمن شخصيتى والا پيدا كند كه به بيمارى نفاق و
دوگانگىمبتلا نشود و در نتيجه هدف دين آن است كه جامعه اسلامى را با
شخصيتى استوارشالودهريزى كند. خداوند تمامى مؤمنان را چنين مورد خطاب
قرار داده است كه: )وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ...(383)). "و بگو عمل كنيد كه خدا و رسول او و مؤمنان عمل شما را مىبينند..." شناخت
خدا به مفهوم صرف دادههاى نظرى نيست، زيرا اين دادهها به
تنهايىنمىتوانند انسان مؤمن را به نتيجهاى برسانند كه خداوند براى او
مىخواهد، بلكهشناخت خدا مجموعهاى است از عملكردهاى جهادى فرازبينى و ما
مىتوانيم آنرا به "ايمان" تعبير كنيم و تمامى ايمان جز عمل نيست. ايمان،
جهاد، ايثار و كنارنهادن رقباى الهى است كه از شيطان شروع مىشود و از نفس
بد فرماگذر مىكند وبه فشارهاى اجتماعى باطاغوتهايى كه انسانها را در بر
گرفتهاند و نافرمانى ازستمكاران پايان مىپذيرد. از همين جاست كه اين
هدايت دينى از زبان اهل بيتعليهم السلام بيان مىشود كهانسان مؤمن به
خدا و رسول، هنگامى كه ببيند زندگى به او روى آورده و رام اوگذشته است خود
را متهم كند، زيرا نبودن بلا به مفهوم آن است كه خداوندعزّوجلّ به ديده
خشنودى بدو نمىنگرد. كسى به امام اميرالمؤمنينعليه السلام عرضكرد: من
مىخواهم از اصحاب شما باشم. امامعليه السلام به او پاسخ فرمود: "بنابر
اينخود را براى تحمل بلا از هر سويى آماده كن." اين واقعيت زندگى همه
پيامبران، اولياء و صدّيقان است، زيرا بر حسب منزلتهر يك بلايايى برايشان
نازل مىشد، تا جايى كه پيامبر اكرم رسول ما حضرتمحمّدصلى الله عليه وآله
مىفرمود: "هيچ پيامبرى چونان من آزار نشد."(384) زيرا منزلت ايشان
ازمنزلت همه پيامبران، والاتر بود. چنانچه سيدالشهداء امام حسينعليه
السلام هنگامى كهبه پيكرش صدها زخم وارد آمده بود، در بدترين وضع غربت و
فشار قرار داشتاين چنين خداى بزرگ خود را مورد خطاب قرار مىدهد كه:
"خشنودم بهخشنودى تو ومعبودى جز تو نيست."، اگر او نيز بشر بود، ليكن از
آن بشرهايىكهايمان، معرفت حقيقى الهى دلها و وجدان ايشان را آكنده كرده
بود.
|