آنچه امروز از آن به عنوان هشت مارس يا روزجهاني زن نام مي بريم ريشه در اواسط قرن نوزدهم و دهه هاي آغازين قرن بيستم دارد.
ايده انتخاب روزي از سال به عنوان روز زن در 23 فوريه 1909 در جريان تظاهراتي در نيويورک رخ داد. دو هزار زن تظاهر کننده با شعار "حق راي براي زنان" پيشنهاد کردند هر سال، يکشنبه آخر فوريه، تظاهراتي سراسري در آمريکا بمناسبت "روز زن" برگزار شود.

راهپيمايي رنان غزه به حمايت از روز جهاني زن
اعتراضات از خيلي وقت قبل آغاز شده بود. در سال 1857، زنان کارگر کارگاه هاي پارچه بافي و لباس دوزي در نيويورک آمريکا به خيابان ريختند و خواهان افزايش دستمزد، کاهش ساعات کار و بهبود شرايط بسيار نامناسب کار شدند. اين تظاهرات با حمله پليس و کتک زدن زنان برهم خورد. البته يک دهه قبل يعني در سال 1840، زنان آلمان با اعتراض هاي آرام 19 مارس را روز زن نامگذاري کرده بودند.
يک سال بعد در جريان بزرگداشت قربانيان هشت مارس، فعالان باز هم سرکوب شدند
تظاهرات و اعتراضها زنان در آمريکا در سالهاي بعد ادامه پيدا کرد، هر چند با سرکوب شديد پليس مواجه مي شد. موج اعتراضات مرزهاي آمريکا را پشت سر گذاشت و به اروپا رسيد و با جنبش هاي سوسياليستي آن زمان که خواهان عدالتخواهي بودند گره خورد.
حق طلاق، حق سقط جنين، تامين شغلي، منع آزار جنسي، کاهش ساعات کار روزانه از مطالبات جنبش زنان در کشورهاي مختلف بود.
مبارزات پي در پي زنان در نقاط مختلف دنيا سرانجام سازمان ملل متحد را وادار کرد تا در سال 1975 هشتم مارس را به عنوان روز جهاني زن به رسميت بشناسد.
هشتم مارس در ايران
البته چند دهه اي طول کشيد تا هشت مارس به ايران برسد.
جمعيت "پيک سعادت زنان" در سال 1301 اولين زناني بودند که در شهر رشت در کنار فعاليت هاي اجتماعي شان هشت مارس را هم گرامي داشتند.
البته روند گراميداشت هشت مارس دوام زيادي پيدا نکرد و با سرکوب حکومت متوقف شد، تا در بدو انقلاب در سال 1357 تجمعي به مناسبت اين روز برگزار ولي درسالهاي بعد و تا زمان رياست جمهوري سيد محمد خاتمي متوقف شد.
هر چند در سالهاي اخير فعالان جنبش زنان در تلاشند تا در مکان هاي متعدد براي روز جهاني زن گراميداشت برگزار کنند ولي هنوز اين روز در ايران شناخته شده نيست.
شايد يکي از دلايلش آن باشد که روز زن از طرف حکومت روز تولد حضرت فاطمه، دختر پيامبر اسلام، انتخاب شده و با توجه به گردش سال قمري روز مشخصي در سال برايش ذکر نشده است. از سوي ديگر رسانه ها و به ويژه راديو و تلويزيون ايران، باوجود تبليغات زياديبراي تولد حضرت فاطمه، هشت مارس را با سکوت برگزار مي کنند.
آسيه اميني از فعالان جنبش زنان در ايران، درباره عدم شناخت روز جهاني زن در ايران به بخش فارسي راديو بي بي سي مي گويد: "اينکه هموطنان ما در ايران اين روز را نمي شناسند بسيار طبيعي است. چرا که شناخته شدن يک روز جهاني براي مردم منوط به آن است که اين روز به آنها معرفي و شناسانده شده باشد و اهميت و چرايي بزرگداشت آن براي مردم قابل توجيه باشد. متاسفانه از هشت مارس در رسانه هاي ايران نه تنها هيچ گاه صدايي شنيده نشده و نامي از آن برده نمي شود، بلکه با تمام کساني که درصدد بزرگداشت اين روز و پرداختن به چرايي اهميت آن هستند به شدت مقابله و برخورد مي شود. "
اما چرا جنبش زنان ايران عليرغم فشارهاي حکومت تلاش دارد تا همه ساله براي هشتم مارس يا همان روز جهاني زن گراميداشت برگزار کند؟
آسيه اميني در اين باره مي گويد: "در واقع هشتم مارس از اين نظر مورد اهميت است که اولين حرکت اجتماعي زنان براي کسب حقوق برابر خودشان در جامعه جنبه عيني پيدا کرد. اگر ما و يا بسياري از کشورهاي ديگر اصرار داريم در اين روز مراسمي داشته باشيم و يا هشتم مارس را پاس بداريم به دليل يک همبستگي جهاني و يک احساس خواهرانگي بزرگ، بين همه زنان دنيااست."
فعالان برابري حقوق مرد و زن در ايران مي گويند که حقوق کسب کردني و به دست آوردني است و نه بخشيدني و براي همين مي کوشند آگاهي عمومي را بهبود بخشند.