نويسنده بلاگ گل دختر به معضل نبود فرهنگ آرايش درجامعه اشاره ميکند که روزبهروز هم عميقتر ميشود:"
براي نوشتن مقالهاي داشتم کتاب «مسئله حجاب» شهيد مطهري را ورق ميزدم که به اينجا رسيدم.
«حقيقت اين است که اين وضع بيحجابي رسوا... يکي از طرق و وسايلي است که آنها براي تخدير و بيحس کردن اجتماعات انساني و درآوردن آنها به صورت مصرف کننده اجباري کالاهاي خودشان به کار ميبرند.
اطلاعات 5/9/49 گزارشي از اداره کل نظارت بر مواد خوردنيي، آشاميدني، آرايشي نقل کردهاست. درباره لوازم آرايش چنين مينويسد:»
چون اطلاعاتي که در کتاب بود مربوط به حدود 40 سال پيش بود آمار جديدتري را برايتان ميآورم
• در هر ثانيه در جهان 22روژلب به فروش ميرسد.
• ايراني ها سومين مصرف کنندگان لوازم آرايشي دنيا هستند.
• زنان ايراني سالانه نزديک به يک ميليارد تومان لوازم آرايش مي خرند. از سوي ديگر سن مصرف لوازم آرايش نيز به 15 سال رسيده است و اين در حالي است که در کشورهاي توسعه يافته تمايل به آرايش بيشتر در بين زنان مسن ديده مي شود که طراوت و شادابي پوست خود را از دست داده اند.
• فروش محصولات لوازم آرايشي با 19 درصد رشد در منطقه خاورميانه طي سه سال اخير به 1/2 ميليارد دلار رسيد.
و حالا ادامهي مطلب از زبان شهيد مطهري.
«آري بايد زن ايراني به بهانهي «تجدد» و «تقدم» «مقتضيات زمان» هر روز و هر ساعت با وسائلي که در دنياي سرمايهداري تهيه ميشود خود را در معرض نمايش بگذارد تا بتواند چنين مصرف کنندهي لايقي براي کارخانههاي اروپايي باشد. اگر زن ايراني بخواهد خود را فقط براي همسر قانوني و يا براي حضور در مجالس اختصاصي زنان بيارايد، نه مصرفکنندهي لايقي براي سرمايهداران غربي خواهد بود و نه وظيفه و ماموريت ديگرش را که عبارت است از انحطاط اخلاق جوانان و ضعف ارادهي آنان و ايجاد رکود در فعاليت اجتماعي، به نفع استعمار غرب انجام خواهد داد.
در جامعههاي غيرسرمايهداري با همهي احساسات ضدمذهبي که در آنجا وجود دارد کمتر شنيده ميشود که چنين رسواييها به نام آزادي زن وجود داشتهباشد. »
اين روزها اگر بخواهيم تا سر کوچه هم برويم به راحتي ميتوانيم يک چهرهي آرايش شده با تمام جزئيات و ريزهکاريهايش ببينيم؛ حتي در شهر مثلا مقدس قم!
نميخواهم منبر بروم و بگويم علني کردن آرايشخانومها در برابر ديدنامحرمان حرام است ( که البته مسلما حرام است) نميخواهم مثل روانشناسان استفاده افراطي از لوازم آرايش را فوري ببندم به کمبود اعتماد به نفس و تمايل به انگشتنما شدن ( شايد بيربط هم نباشند)؛ حتي نميخواهم مثل جامعهي پزشکي از مضرات لوازم آرايش در طولاني مدت بگويم ( اين مقاله را بخوانيد). به هر حال جمعيت ايران جوان است و اگر درست بگويم بيش از نيمي از همين جوانان خانوم هستند و به هر حال ميل به زيبايي خيليها را به سمت کيف لوازم آرايش ميکشاند. اين فست فودها و آب و هواي شيميايي و ميکروبي که زده پوستها را داغون کرده هم جزء اخير علت تامه شده!
اگر با ديد اصلاح الگوي مصرفي نگاه کنيم بابت اين زيباجويي دارد هزينهي هنگفتي از طرف خانوادهها و دولت پرداخت ميشود. فرض کنيم که آرايش يکي از نيازهاي اوليهي آدميزاد باشد. نوش جانتان! اما چرا آنرا در جاي درستش خرج نميکنيد؟ اين افزايش ناگهاني استفاده از لوازم آرايش قطعا نسبتي با آرايش خانومها در منزل ندارد و بيشتر مرتبط با آرايشکردن خارج از خانه است. چه بسا خانومهايي که از بس آرايش به روي ماهشان ديدم خيال برم داشته که اينها مادرزاد وحشتناک زيبا هستند؛ اما وقتي يک بار سرزده به خانهشان رفتيم ديديم اصلا خبري از آن جمال نيست! آرايشهاي افراطي که هزينهاش را خانواده ميپردازد؛ اما هيچيش به آنها نميماسد!
اين مشکل بين خانومهايي که آرايش در برابر نامحرم را قبول ندارند هم به صورت آرايشهاي افراطي در مراسمهاي زنانه ورم کردهاست. قديمها ميشنيديم اگر کسي عروسي برادر يا خواهرش بود خودش هم آرايشگاه ميرفت تا ظاهر مرتبتري داشتهباشد؛ اما اين روزها دعوت شدن به عروسي حجت را براي وقت آرايشگاه تمام ميکند.
نميگويم آرايش نکنند. اما خانمي را فرض کنيد که در بهترين حالت از ظهر عروسي درگير ست کردن لباس و کفش و نگين انگشتر و آرايشگاه است. با استرس اين مراحل را ميگذارند و طبعا پرتويي از آن را به خانواده هم ميتاباند. بهترين لباسش را که همسرش خريده، بهترين چهرهاي که در اين مدت داشته را با خود به مراسم ميبرد و باز هم در بهترين حالت که از ترکيب خودش راضي باشد مراسم را به انتها ميرساند. حالا همان لباس و آرايشي که کمرنگ شده را با خستگي و کوفتگي به خانه ميکشاند. و تنها اين خستگي است که نصيب خانوادهاش ميشود.