اما از لحاظ پزشکي، ماجرا کاملا متفاوت است. وقتي صحبت بهداشت به ميان ميآيد، مردان جنس مغلوباند!
ميانگين
طول عمر زنان هميشه کمتر از زنان بوده است. در طول صد سال گذشته، تفاوت
عمدهاي از لحاظ تشخيص و درمانهاي پزشکي به وجود آمده است و به خصوص در
کشورهاي پيشرفته افراد تاکيد بيشتري بر رژيم غذايي سالم و ورزش منظم و ترک
سيگار داند. در نتيجه اين پيشرفتها گرچه ميانگين طول عمر مردان افزايش
يافته است، اما هنوز هم مردان در سنين پايينتري نسبت به زنان ميميرند.
تفاوت سلامت مردان و زنان
مردان
با ميزان بالاتري نسبت به زنان به علت بيماريهاي مختلف ميميرند. مردان
در سنين پايينتري نسبت به زنان ميميرند و در طول زندگي بيشتر دچار
بيماريها ميشوند. آنها در سنين پايينتري ممکن است دچار سقوط و عوارض
ناشي از آن ميشوند و نسبت به زنان بيشتر دچار بيماري مزمن ميشوند. از
طرف ديگر، گرچه زنان بسيار بيشتر از زنان به ديدار دکتر ميروند، در سنين
بالاي 65 هزينههاي بسيار بيشتري صرف مراقبت پزشکي از مردان بيمار ميشود.
اما
چرا مردان از لحاظ سلامت از زنان عقبترند است؟ پاسخ منفردي به اين سوال
وجود ندارد، بلکه مخلوطي پيچيده از عوامل زيستي، اجتماعي و رفتاري در اين
تفاوت دخيل هستند:
عوامل زيستي
• ژنها و کرموزومها:
مردان زنان از همان لحظه لقاح با هم تفاوت دارند. هر يک از آنها 23 جفت
کروموزم دارد که 20 تا 25 هزار ژن بدن را حمل ميکنند. بيست و دو جفت از
اين کرموزومها در هر دوي زنان و مردان به طور مشابه ظاهر ميشوند، اما
جفت بيست و سوم است که دو جنس را از هم جدا ميکند.
در زنان هر دو عضو اين جفت کرموزومي کرموزومهاي X هستند، اما در مردان يکي از آن کروموزم X و ديگري کروموزم Y است.
کروموزم Y تنها اندازهاي در حد يک سوم کروموزم X دارد و حاوي تعداد بسيار کمتري ژنها نسبت به کرموزوم X است.• هورمونها:
قبلا اين مساله به صورت سادهاي مطرح ميشد: هورمون جنسي مردانه يا
تستوسترون مسوول شروع زودتر بيماري قلبي در مردان و هورمون جنسي زنانه يا
استروژن را عامل حفاظت زنان از بيماري قلبي ميدانستند.
اما
پژوهشهاي جديد نشان ميدهد که تستوسترون در مقادير طبيعي در بدن مردان نه
ميزان کلسترول را بالا ميبرد و نه به قلب آسيب ميرساند. به علاوه در
زناني که پس از يائسگي که ميزان طبيعي هورمونهاي جنسيشان افت ميکند،
براي هورموندرماني جايگزين، استروژن مصرف ميکنند، دچار افزايش خطر حملات
قلبي، سکته مغزي و لختهشدن خون در وريدها ميشوند. به هر حال، اگر
هورمونها نقش اصلي را در اين تفاوت ميان و زنان مردان از لحاظ سلامت قلب
و عروق نداشته باشند، تا حدودي در اين زمينه نقش دارند. هورمون زنانه
استروژن ميزان کلسترول خوب يا HDL را بالا ميبرد، به همين علت باشد که
بيماري قلبي در زنان 10 سال ديرتر از مردان ظاهر ميشود.• آناتومي دستگاه توليد مثل:
بسياري از مردان غده پروستات را يک محل آسيبپذير بدن خود ميدانند. گرچه
ممکن است اين نظر درست باشد، عوامل توليدمثلي در واقع باعث کاهش تفاوت طول
عمر ميان زنان و مردان ميشوند. زنان با احتمال بيشتري ممکن است از سرطان
پستان بميرند تا مردان از سرطان پروستات. به علاوه بيماريهاي بدخيم و
خوشخيم رحم و مخاطرات بارداري و زايمان نيز ميتواند ميانگين طول عمر
زنان را کاهش دهد.• سوخت و ساز:
کلسترول ممکن است توجيهکننده تفاوت طول عمر و مردان و زنان باشد. مردان و
زنان از لحاظ ميزان کلسترول بد يا LDL تفاوتي ندارند، اما در زنان بهطور
قابلتوجهي ميزان HDL بالاتر است. کلسترول HDL باعث محافظت در برابر
بيماري قلبي ميشود. ميزان تريگليسريد- يک چربي ديگر در خون- که خطر
بيماري قلبي را بالا ميبرد، به طور ميانگين در مردان بالاتر از زنان است.
چاقي
هم يک مشکل فزاينده در همه کشورهاي جهان است. اما اضافه وزن در مردان
مشکلات بيشتري ايجاد ميکند تا زنان. علت اين است که چربي اضافه زنان روي
لگن و رانهايشان قرار ميگيرد (چاق گلابيشکل)، در حالي که در مردان وزن
اضافي در خط کمري و در شکم قرار دارد (چاقي سيبشکل). زيادي چربي در بدن
انسان اصلا چيز خوبي نيست، اما چاقي شکمي بسيار خطرناکتر از چاقي
پايينتنه است و به شدت خطر حمله قلبي و سکته مغزي را ميافزايد.
عوامل اجتماعي
• استرس کاري و خصومت: فشار
کاري و پرخاشگري معمولا به عنوان علت بيشتر بودن ميزان مرگ و مير مردان
نسبت به زنان عنوان ميشود، و واقعا ممکن است هم حقيقتي در اين نظر وجود
داشته باشد. در واقع کليشه مرد بيصبر، پرکار و رقابتجو ممکن است اساسي
در واقعيت داشته باشد و استرس کاري خطر فشار خون بالا، حمله قلبي و سکته
مغزي را بالا ميبرد. شخصيت نوع A (شخصيت بيصبر و رقابتجو)، استرس،
خصومت و خشم، همگي به عنوان عوامل خطرساز براي بيماري قلبي شمرده
شدهاند،و اين صفات در مردان شايعتر از زنان است.• شبکهها و حمايتهاي اجتماعي:
ارتباط با مردم داروي خوبي است. روابط ميان فردي و شبکههاي حمايتي مستحکم
خطر بسياري از بيماريها را کاهش ميدهد، از سرماخوردگي گرفته تا افسردگي
و حمله قلبي و سکته مغزي. بر عکس، انزوايي اجتماعي به عنوان يک عامل
خطرساز براي بيماري قلبي شناخته شده است. زنان نسبت به مردان با شبکههاي
اجتماعي بزرگتر و بسيار قابلاعتمادتري ارتباط دارند. به طور کلي زنان
احساساتشان و احساسات زنان ديگر را درک ميکنند،و توانايي زيادي براي
بيان افکار و احساساتشان دارند. روابط بين فردي قوي و ارتباطات خوب ممکن
است تا حدي توضيحدهنده طول عمر بيشتر زنان نسبت به مردان باشد.
عوامل رفتاري
عوامل
زيستي بخشي از تفاوت طول عمر مردان و زنان و عوامل اجتماعي بخشي ديگر از
آن را توضيح ميدهند. اما از دوران نوجواني به بعد، رفتار مردان علت اصلي
زودتر يا سريعتر مردن مردان نسبت به زنان است.• رفتار مخاطرهآميز:
اينکه مردان بيشتر دست به کارهاي مخاطرهآميز ميزنند، ناشي از کروموزم Y
و تستوسترون است يا الگوبرداري از مدلها و هنجارهاي فرهنگي، دقيقا معلوم
نيست. اما احتمال ترکيبي از هر دو اينها در مخاطرهجويي مردان نقش دارند.
علت هر چه که باشد، مردان از دوران نوجواني به بعد نسبت به زنان بيشتر خطر
ميکنند، و اغلب تاوان آن را با آسيب و جراحت و مرگ ميپردازند. احتياطات
سادهاي مانند بستن کمربند ايمني در ماشين يا گذاشتن کلاه ايمني در
موتورسواري ميتواند در جلوگيري از اين حوادث کمک کند. بيشتر از همه
اينها جوانان نياز به سرمشقهاي دارند که نشان دهند پيروي از عقل سليم و
احتياط به خرج دادن صفاتي مردانه هستند.• پرخاشگري و خشونت: پرخاشگري
و خشونت اشکال افراطي رفتار مخاطرهجويانه هستند، و بسياري از آنها علل
ريشهاي مشابهي دارند. اما يک تفاوت ميان خطر کردن و رفتار خشن و تهاجمي
وجود دارد. مردي که دست به رفتار پرخطر ميزند، تنها به خودش آسيب ميزند،
اما پرخاشگري و خشونت ممکن است ديگران را در معرض خطر قرار دهد. گرچه
رفتار خشونتآميز مستقيما سلامت و رفاه ديگران چه مرد و چه زن را تهديد
ميکند. مردان تقريبا چهار بار با احتمال بيشتري نسبت به زنان در اثر
خودکشي يا ديگرکشي ميميرند، اما زنان با احتمال بيشتري قربانيان خشونت
خانگي هستند. اگر قرار باشد اين تفاوت ميان زنان و مردان کاهش يابد، مردان
نياز دارند که مهارکردن خودشان و کنترل خشم را بياموزند. • سيگار کشيدن:
سيگارکشيدن يکي از خطرآفرين رفتارها براي سلامت است و از آنجايي که دود
سيگار محيطي براي ديگران هم خطرناک است، شکلي از خصومت پنهاني هم محسوب
ميشود. در روزگاران قديم، مردان سيگار ميکشيدند. آن روزهاي قديمي براي
زنان خوب بودند و براي مردان نه. اما زمان در حال تغيير است: در آمريکا
هنگامي که در شمار گسترده شروع به سيگار کشيدن کردند، از لحاظ بيماري
قلبي، سرطان ريه و آمفيزم (تخريب ريه) به پاي مردان رسيدند. اما نهايتا هر
دو جنس شروع به ترک سيگار کردند. اما مردان بيشتري (24 درصد) نسبت به زنان
(18 درصد) سيگار را کنار گذاشتند و از آنجايي که هنوز 30 درصد پسران و 21
درصد دختران در سطح دبيرستان در آمريکا سيگار ميکشند. سيگار کشيدن چه
براي مردان و چه براي زنان، چه براي جوانان و چه براي سالمندان خطري
هولناک است.• الکل و مواد مخدر:
سوءمصرف الکل و مواد مخدر نيز به طور سنتي در ميان مردان شايعتر بوده
است، اما زنان هم به طور فزايندهاي در معرض خطر آنها قرار دارد. مصرف
زياد الکل افراد در معرض احتمال بيشتر فشار خون بالا، نارسايي قلبي،
بيماري کبدي، انواع سرطانها، تصادف و مرگهاي ناشي از تروماها (ضربات)
قرار ميدهد. مواد روانگردان غيرقانوني هم هر دو جنس را گرفتار ميکند،
اما مردان با احتمال 80 درصد بيشتر از زنان به سوءمصرف اين مواد
ميپردازند.• رژيم غذايي:
گوشت بد است و غذاهاي گياهي خوبند. گرچه اين گفته ساده کردن بيش از حد
حقايق است، اما ممکن است توضيحدهنده باشد که چرا زنان به طور کلي سالمتر
از مردان هستند: زنان در اغلب موارد بهتر از زنان غذا ميخورند. ايدهآل
مردانه براي گوشت و برنج و سيبزميني بايد جاي خود را به مصرف ماهي و
سبزيجات، ميوهها، غلات سبوسدار و ماهي دهد.• ورزش:
هنگامي که بقاي انسانها به کار جسمي بستگي داشت، هم مردان و هم زنان
مقدار زيادي فعاليت جسمي ميکردند. اما وقتي مردان به پشت ميزهاي کار
منتقل شدند، زنان همچنان به رفتن به خواروبار فروشيها، بالارفتن از
پلهها، تميز کردن خانه و شستن لباسها ادامه دادند و از بسياري از
مزيتهاي فعاليت جسمي همچنان برخودار ماندند. اما جايگزيني وسايل جديد
خانگي به جاي عضلات در خانهها، زنان نيز از لحاظ زندگي بيحرکت به مردان
پيوستند. و به اين ترتيب از لحاظ فعاليت جسمي عقبتر از مردان ماندند.
گرچه در اين مورد مردان ممکن است اندکي احساس راحتي کنند، اما بايد توجه
داشت بسياري از مردان هم حتي به نزديک به حد مورد نياز ورزش براي سلامتي
نميرسند.• مراقبت پزشکي: زنان
در مورد سلامت فکر ميکنند و کارهاي بيشتري براي حفظ آن انجام ميدهند.
زنان با احتمال بيشتري به طور منظم براي مراقبت پزشکي مراجعه ميکنند.
مشکل است فهميد چرا مردان چنين بيماران بدي هستند، اما ظاهرا ذهنيت مردانه
در اين مورد مقصر اصلي است.