|
این روزها بحث حجاب و عفاف بر سر زبان هاست، مسئله ای که هر از
گاهی اذهان جامعه را به خود مشغول می کند. ولی به راستی مگر چنین مسائلی
باید در جامعه ما موضوعیت داشته باشد.
متانت، سنگیی، وقار و
حجاب و حیای زن آمیخته با فرهنگ شرقی و به خصوص فرهنگ ایرانی است و زن
ایرانی از گذشته های بسیار دور تاریخی از گوهر عفاف و پاکدامنی برخوردار
بوده و همواره پوشش زن جزء هنجارهای اجتماعی بشمار می رفته است. برای اثبات
مدعای
پوشش و حیا در فرهنگ ایرانی می توان اشاره نمود به سنگ نگاره ها و نقش
برجسته های برجای مانده از ایران قدیم که نشان دهنده شرایط و اوضاع اجتماعی
آن دوران است، مثلا با نگاهی به آثار باقی مانده از دوران هخامنشیان در
پارسه )تخت
جمشید)و دیگر جایگاه های باستانی، هیچ نگاره ای از زن دیده نمی شود و تنها
نقش کنده کاری شدة مردان را مشاهده می کنیم که تماماً لباس و پوشش بر تن
دارند.همچنین در اندک آثار باستانی بدست آمده از دوران تاریخی ایران پیش از
اسلام که نقش و پیکره زن بر آنها حکّاکی شده است، زنان کاملاً پوشیده به
تصویر درآمده و هیچ نشانی از برهنگی در آنها مشاهده نمی کنیم، چنانکه
پلوتارک می گوید، ایرانیان در اموری که به بی عفتی مربوط می شود، به شدت
حساس بودند. همچنین به گفته ویل دورانت پس از داریوش، هرگز به زنان اجازه
داده نمیشد که با مردان آمد و رفت کنند و زنان شوهردار حق نداشتند هیچ
مردی نامحرمی را ببینند که این رعایت حدود در روابط بین زن و مرد از مشخصه
های بارز فرهنگ ایرانی است.
در کتاب «پوشاک باستانی ایرانیان»، آمده
است: «هرودت و سترابون نوشته اند که پارسی ها شکل لباس را از مادها اقتباس
کرده اند، زیرا که کاملا بدن را می پوشانده است. کوروش لباس کوتاه تن نما
را نمی پسنیده و لباس قومی او نیز همان لباس پارسی چین دار بوده و آن را
آنقدر بلند می گرفته اند که برای پوشیدن پاها مناسب باشد البته تا حدی که
مزاحم راه رفتن نبوده باشد. زنان در این دوره، چادری بر روی همه لباس خود
افکنده و در زیر آن، یک پیراهن دامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند
دیگری بر تن می کردند.»چنین طرز پوشاک در بین ایرانیان و به ویژه استفاده
از چادر در بین زنان ایرانی با اندک تفاوت در سلیقه ها در طی دوران
اشکانیان و ساسانیان تا ظهور اسلام ادامه داشت و دوره اسلامی، بانوان چادر
بزرگی به عنوان روپوش بر سر می کردند که تا پای ایشان را می
پوشاند.بنابراین تجلیّات پوشش در میان زنان ایران چنان چشمگیر است که برخی
از اندیشمندان و تمدننگاران، ایران را منبع اصلی
ترویج حجاب و عفاف در جهان معرفی کردهاند.
 پوشش زن در دوران مادها و پارس ها
به عکس، در
اغلب نقش برجسته ها، دیوارنگاره ها و نقاشی دیواره های متعلق به دورﮤ یونان
و روم قدیم که در آن دوران، مهد تمدّن مغربزمین بشمار می آمد ،پیکرۀ زنان
و مردان به صورت لخت و عریان، نقاشی یا کنده کاری شده است که نمایانگر
رواج فرهنگ برهنگی در آن زمان می باشد، و در روزگار ما نیز چنین فرهنگی جزء
هنجارهای اجتماعی ملل غرب است. این تنها یکی از وجوه ممیّزة دو فرهنگ
متفاوت شرقی و غربی است.در این راستا، قدرت های غربی، به منظور تامین منافع
خویش و با توجه به خوی زیاده طلبی خود، سعی بر تعمیم فرهنگ غربی در بین
سایر جوامع داشته، چرا که غربی ها راه تسلّط سیاسی و اقتصادی بر کشورهای
دیگر، را تهی نمودن سایر ملت ها از سرمایه های فرهنگ بومی خویش میدانند که
یکی از مظاهر آن اشاعة بی بند و باری در بین آنهاست که از طریق هنر و
رسانه در انواع مختلف آن از قبیل:ادبیات سخیف و مستهجن، نمایش فیلم های
اروتیک، ترویج مدل های مختلف لباس و .... اعمال می شود و این تنها بخشی از
ارمغان منحطّّ فرهنگ غرب است به بشر امروزی است.
از آن
چه در بالا به آن اشاره شد می توان نتیجه گیری نمود که عفاف و حجاب در
سرشت و ذات ایرانی وجود داشته و هیچ گاه امری تحمیلی نبوده که با ورود
اسلام به ایران به زن ایرانی تحمیل شده باشد، همان طور که پذیرش اسلام از
سوی آنها، اجباری و تحمیلی نبوده بلکه ایرانیان با آغوش باز از این آئین
الهی استقبال نمودند و این برخواسته از روح یکتاپرستی و حقیقت جویی آنها
بوده، برعکسِ رومیان و یونانیان باستان که رب النوع ها و مظاهر طبیعت را
مورد پرستش قرار می دادند.
بنابراین
حفظ پوشش و عفاف در جامعه به عنوان هنجار اجتماعی،
تنها یک دستور اسلامی نبوده بلکه سرشته با روح ایرانی می باشد، لذا رعایت
آن توسّط آحاد جامعه ، یک وظیفه ایرانی- اسلامی است و به عنوان یکی از
شاخصه های فرهنگ ملّی امری اجتناب ناپذیر می نماید. |